زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
«آنگاه كه بر دشمن خود غلبه وقدرت پيدا كردى (دشمن در دست و بند تو است) عفو را شكرانه اين پيروزى قرار بده.» «١» در اهميت و ارزش اين صفت نيكوكافى است به سيره و روش پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) نگاهى گذرا داشته باشيم.
١- در تاريخ آمده است كه پيامبر (ص) بدرفتارى و بى حرمتى را نسبت به شخص خود با نظر اغماض و گذشت مى نگريست، كينه كسى رادر دل نگاه نمىداشت، درصدد انتقام بر نمىآمد ... عفو و بخشش را به انتقام ترجيح مىداد. حساسيتش در برابر ناملايمات از حد حزن و اندوه تجاوز نمى كرد، در جنگ احد با آن همه وحشيگرى و اهانت كه به جنازه عموى ارجمندش «حمزة بن عبدالمطلب» روا داشته بودند و از مشاهده آن به شدت متألم بود، دست به عمل متقابل با كشتگان قريش نزدو ... «٢» ٢- على (ع) بعد از ضربت خوردن نسبت به ابن ملجم (قاتلش) وصيت مى فرمايد:
«اگر زنده ماندم خود ولى خون خويش هستم و اگر ازدنيا رفتم، مرگ ميعاد من است و اگر عفو كنم، عفو براى من موجب تقرب به خداو براى شما نيكى است. پس عفو كنيد، آيا دوست نمى داريد كه خداوند شما را مشمول بخشش قرار دهد؟» «٣» ٣- مردى از اهالى شام به حضرت مجتبى عليه السلام جسارت كرد و آنگاه كه آن مرد از ناسزا گفتن باز ايستاد، امام (ع) با مهربانى فرمود: گويا غريبى! اگر بخواهى بارت را به منزل برسانيم مى رسانيم. اگر پشتيبانى و حمايت بخواهى از تو حمايت مى كنيم و اگر از ما كمك بخواهى يارى ات مى كنيم. آن مرد، با مشاهده اين برخورد گفت: او را محبوبترين فرد روى زمين در نزد خود يافتم بطورى كه هيچكس را به اندازه او دوست نمى دارم. در حالى كه قبلًا دشمن سرسخت او بودم. «٤»